Добавить новость
123ru.net
World News
Декабрь
2020

گفت‌وگوی دکتر محمود افشار با آذریزدی جوان

0
Kaleme 

یک روز شخصی آمد به کتابفروشی و کتاب‌ها را نگاه کرد. ما مجله «اطلاعات هفتگی» و برخی مجله‌های قدیمی‌تر را هم داشتیم و خرید و فروش می‌شد. پرسید: شما مجله «آینده» را هم دارید؟ گفتم: «آینده» دیگر چاپ نمی‌شود. یک وقت چاپ می‌شد، ولی حالا تعطیل شده است. گفت: چه‌طور؟ گفتم: «آینده» مال دکتر افشار بوده و حالا دیگر منتشر نمی‌شود. گفت: محمودافشار را می‌شناسی؟ گفتم: اسمش را شنیده‌ام ولی خودش را ندیده‌ام. گفت: محمود افشار منم. می‌خواستم شما برایم کاری بکنید. گفتم: خواهش می‌کنم، چه کار کنم. گفت: من دو تا دوره مجله این‌جا می‌گذارم و شما برای من اعلانی بنویسید که مجله «آینده» موجود است. گفتم: من تا حالا مجله «آینده» را ندیده‌ام، فقط اسمش را شنیده‌ام. گفت: من سال اول و دوم «آینده» را جلد شده و تمیز و به حساب امانت می‌گذارم این‌جا. فقط می‌خواهم اعلانی که گفتم بنویسی، اما لازم نیست که حتماً آنها را بفروشی. می‌خواهم ببینم مردم درباره آن چه می‌گویند. گفتم: بسیار خوب.

یک اعلان نوشتم که مجله «آینده» سال اول و دوم موجود است. این دو جلد خیلی تر و تمیز و قشنگ صحافی شده بود. آن روزها کتاب‌هایی که جلد زرکوب داشته باشند خیلی کم بودند. چند نفر برای دیدن مجله آمدند. مرحوم حاج شیخ محمود فرساد آمده بود و گفته بود که بله ما خودمان این‌ها را داریم ولی جلدش به این قشنگی نیست. خیلی خوب صحافی شده. بعد هم کمی درباره «آینده» حرف زد. کس دیگری آمد و گفت: این مجله خیلی سیاسی است. خلاصه هر کسی حرفی زد و من همه حرف‌ها را جمع کردم.

یک روز دکتر افشار آمد و گفت: خوب، چه کار کردی؟ گفتم: هیچی، کسی نخرید. ولی حاج شیخ محمود فرساد این را گفت و آن دیگری آن را گفت و خلاصه همه را تعریف کردم. دکتر افشار گفت: خیلی ممنون. من آمده‌ام مجله‌ها را ببرم. گفتم: نه، من این مجله‌ها را می‌خواهم و خودم از شما می‌خرم. گفت: می‌خواهی چه کار کنی؟ گفتم: ای بابا! من خودم اهل شعر و ادبم. من هم اهل این چیزها هستم، شاعرم، نویسنده‌ام. گفت: شاعری؟ گفتم: بله. گفت: خیلی خوشوقتم که با یک اهل ادب یزدی آشنا شدم. می‌خواهی شعرهایت را برایم بخوانی؟ گفتم: بله.

داخل آمد و نشست و گفت: بخوان. شعری ساخته بودم از روی قصه ملانصرالدین که به مردم به خاطر این‌که اذیت‌اش می‌کردند گفته بود فلان جا آش می‌پزند و همه رفته بودند دنبال‌اش و او هم از دستشان راحت شده بود. شروع کردم به خواندن. گفت: شعرت خوب است ولی بد می‌خوانی. شعر را که این جوری نمی‌خوانند! بعد کاغذ را از دستم گرفت و شروع کرد به خواندن. وقتی به آخر رسید، گفت: این شعر مال تو نیست. راستش را بگو، این شعر را چه کسی ساخته. گفتم: بابا من خودم ساخته‌ام. من شاعرم، ادیبم. این هم یکی دیگر از شعرهایم که در «اطلاعات هفتگی» هم چاپ شده. همان شعری که گفتم را نشانش دادم. گفت: آن شعر ترجمه از یک متن عربی است ولی این یکی چیز دیگری است. ولی این کار کار تو نیست. گفتم: چرا، مال من است. خلاصه آخرش هم نفهمیدم قبول کرد یا نکرد. گفت: خیلی خوب. حالا که این طور است، من این مجله‌ها را به تو می‌دهم و پول هم نمی‌خواهم. به جای آن کتاب بر می‌دارم. گفتم: باشد. هر کتابی که می‌خواهید بردارید.

بعد او چند کتاب را نگاه کرد. کتاب بزرگی کنار دستم بود. پرسید: این چیست؟ گفتم: این که به درد شما نمی‌خورد. گفت: چرا نمی‌خورد؟ گفتم: این کتاب اسمش فصل الخطاب است از حاجی محمد کریم‌خان کرمانی و مال شیخی‌های کرمان است. شما که آخوند نیستید. این کتاب هم به عربی است. گفت: خیلی خوب، آن کتاب چیست؟ کتابی بود که تازه خریده بودم و اسمش یادم رفته. تقریباً یک دستور زبان مفصل چاپ هند بود به قطع نیم‌ورقی بزرگ. گفتم: این هم هست. آن را گرفت و ورق زد. یک فصلی، امثال و حکم بود، فصلی راجع به لغات عربی به فارسی بود، یک فصل دستور زبان بود و از این چیزها. گفت: من این را می‌خواهم. قیمتش چنده ؟ من گفتم: این که چیزی نیست و قیمتی ندارد. قیمت آن دو دوره مجله «آینده» چهل تومان بود که به نظرم آن روز خیلی پول بود. گفتم: من این را پنج تومان خریده‌ام. مجله‌های شما چهل تومان است. گفت: باشد، عیبی ندارد. من این کتاب را بر می‌دارم و مجله‌ها مال تو.

من آن قدر خوشحال شدم که اشک در چشم‌هایم جمع شد. کتاب را که برداشت گفت: خوب با هم جور آمدیم. بعد خداحافظی کرد و رفت و من دیگر دکتر افشار را ندیدم تا سال‌ها بعد که مرحوم شد. من هم آمدم تهران و باز هم مجله «آینده» را می‌خریدم.

«حکایت پیر قصه‌گو». گفت‌و‌گو با مهدی آذریزدی. به کوشش پیام_شمس‌الدینی. جهان‌کتاب. چاپ دوم






Загрузка...


Губернаторы России

Спорт в России и мире

Загрузка...

Все новости спорта сегодня


Новости тенниса

Загрузка...


123ru.net – это самые свежие новости из регионов и со всего мира в прямом эфире 24 часа в сутки 7 дней в неделю на всех языках мира без цензуры и предвзятости редактора. Не новости делают нас, а мы – делаем новости. Наши новости опубликованы живыми людьми в формате онлайн. Вы всегда можете добавить свои новости сиюминутно – здесь и прочитать их тут же и – сейчас в России, в Украине и в мире по темам в режиме 24/7 ежесекундно. А теперь ещё - регионы, Крым, Москва и Россия.


Загрузка...

Загрузка...

Экология в России и мире




Путин в России и мире

Лукашенко в Беларуси и мире



123ru.netмеждународная интерактивная информационная сеть (ежеминутные новости с ежедневным интелектуальным архивом). Только у нас — все главные новости дня без политической цензуры. "123 Новости" — абсолютно все точки зрения, трезвая аналитика, цивилизованные споры и обсуждения без взаимных обвинений и оскорблений. Помните, что не у всех точка зрения совпадает с Вашей. Уважайте мнение других, даже если Вы отстаиваете свой взгляд и свою позицию. Smi24.net — облегчённая версия старейшего обозревателя новостей 123ru.net.

Мы не навязываем Вам своё видение, мы даём Вам объективный срез событий дня без цензуры и без купюр. Новости, какие они есть — онлайн (с поминутным архивом по всем городам и регионам России, Украины, Белоруссии и Абхазии).

123ru.net — живые новости в прямом эфире!

В любую минуту Вы можете добавить свою новость мгновенно — здесь.






Здоровье в России и мире


Частные объявления в Вашем городе, в Вашем регионе и в России






Загрузка...

Загрузка...





Друзья 123ru.net


Информационные партнёры 123ru.net



Спонсоры 123ru.net