پس لرزههای محکومیت صهیونیست ها
پس لرزههای زلزله تاریخی در ارکان رژیم صهیونیستی، فضای سیاسی اجتماعی و حتی بنیان اقتصادی اسرائیل را نشانه گرفته است.
اگرچه بنیامین نتانیاهو با دستور احضار سفرای کشورهای عضو شورای امنیت سعی کرده آنها را مواخذه کند تا بلکه از موضع خود بر گردند ولی آواری که از این زلزله از هر سو بر ارکان رژیم صهیونیستی فرو ریخته، نشان میدهد که نه تنها اوضاع با شماتت اعضای شورای امنیت بهبود نخواهد یافت بلکه از این به بعد چشم اندازی برای بهبود اوضاع رژیم صهیونیستی وجود ندارد.
رقبای سیاسی و حتی برخی متحدین و همفکران نتانیاهو معتقدند وی در برخورد تهاجمی با آمریکای اوباما دچار یک اشتباه وحشتناک سیاسی شده و شرایطی را به وجود آورده که حداقل در دوره حاکمیت اوباما و حتی با ادامه فعالیت سیاسی نتانیاهو قابل جبران و ترمیم نیست. همین پدیده باعث اوج گیری اختلافات داخلی رژیم صهیونیستی شده و حتی رقبای درون حزبی هم حربههای تازهای برای به حاشیه راندن نتانیاهو به دست آوردهاند. تکلیف احزاب رقیب هم که روشن است. «تزیبی لیونی» وزیر خارجه اسبق و مطرحترین رقیب نتانیاهو، وی را به بیکفایتی، کم کاری و فرو غلتیدن در دام راستگراهای تندرو متهم کرد. اشاره لیونی به قمار سیاسی نتانیاهو در تشکیل کابینه بر میگردد که وی برای به دست آوردن حمایت حزب «خانه یهودی»، عملاً پیشنهادهای ابلهانه آنها را به عنوان سیاست رسمی رژیم صهیونیستی اعلام کرد و تیرش به خطا رفت و نتایج معکوسی را به بار آورد.
واقعیت این است که حتی حامیان رژیم صهیونیستی هم در سالهای اخیر به سیاستهای شهرک سازی، اعمال سیاستهای رادیکالی علیه فلسطینیها و تکرویهای بدفرجام هشدار میدادند ولی ازجانب راستگرایان افراطی و نتانیاهو به «عدم درک شرایط عینی» متهم میشدند. تا اینجای قضیه روشن است که سیاستهای راست افراطی در فلسطین اشغالی به شکست انجامیده و «آویگدور لیبرمن» و حتی بنیامین نتانیاهو قربانیان این شکست و ناکامی بزرگ محسوب میشوند. رژیم تل آویو امیدوار است با تغییر تیم کاخ سفید و روی کار آمدن دونالد ترامپ، اوضاع به نفع صهیونیستها و نتانیاهو تغییر کند اما اگر ترامپ به خواستههای تل آویو تمکین کند، قطعاً حتی در غرب هم دچار انزوا میشود و به تکروی در قبال مسائل خاورمیانه متهم خواهد شد.
آثار و تبعات ناشی از تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه رژیم صهیونیستی، به مراتب افزونتر از این مسائل و فراتر از تحولات داخلی اسرائیل است. در واقع پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت علیه رژیم صهیونیستی، فرصتهای تازه حقوقی برای طرح دعاوی حقوقی علیه صهیونیستها در دادگاه بینالمللی لاهه به وجود آمده و حتی عاملین، آمرین و مجریان طرحهای شهرک سازی صهیونیستی را از این پس میتوان محاکمه و مجازات نمود.
با در نظر گرفتن اینکه بخش اعظم عملیات اجرائی مربوط به مناقصههای برگزار شده برای شهرک سازیها توسط شرکتهای غیراسرائیلی صورت گرفته و میگیرد، بعید به نظر میرسد که شرکتهای خارجی با احساس خطر و نگرانی در مورد پیامدهای تحریمهای احتمای مرتبط با اقدام بر علیه قطعنامه شورای امنیت بخواهند همچنان به همکاری در این زمینه ادامه دهند، چرا که با قوانین و مقررات پیچیدهای در گوشه و کنار جهان مواجه خواهند شد و پیامدهای آن، به ویژه اگر حتی حامیان رژیم صهیونیستی بخواهند با همین شیوه با اسرائیل برخورد کنند، اجتناب ناپذیر خواهند بود.
موضوع مهم دیگر به ضرورت بازسازی مناسبات رسمی رژیم صهیونیستی با هیئت حاکمه آمریکا باز میگردد که امروزه در بدترین موقعیت ممکن در طول دوره موجودیت منحوس و غیرقانونی رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار دارد. بسیاری از ناظران و حتی مشاوران رژیم صهیونیستی نسبت به عواقب استمرار این وضع و عدم ترمیم و بازسازی مناسبات صهیونیستها با آمریکا هشدار دادهاند و آن را به زیان اسرائیل میدانند که بخواهد با یکه تازی، کشورهای غربی و به ویژه آمریکا را به دنبال خود بکشاند.
این نکته از آن جهت اهمیت دارد که تدریجاً در فضای مجازی و حتی فضای رسانهای در غرب نکاتی مطرح میشود که پیامدهای منفی حمایت یکجانبه از صهیونیستها برای جوامع غربی را فهرست میکند و این سئوال را قوت میبخشد که آیا حمایت از اسرائیل باید نامحدود باشد و هیچ شرط و حد و اندازهای نباید داشته باشد؟
این همان سئوالی است که چرخش کنونی آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز قاعدتاً با بحث درباره ابعاد همین موضوع را توجیه و حتی الزامی جلوه میدهد. به راستی تا کی باید غرب تاوان جنایات اسرائیل و حمایت از شرارتهای یک رژیم اشغالگر را بپردازد و جنایات شرم آور صهیونیستها را توجیه کند؟
اگر از همین زاویه به عملکرد غرب در قبال موجودیت رژیم صهیونیستی و توجیه جنایات اسرائیل در منطقه و فرامنطقه بنگریم، طبعاً سئوال مهمتری به ذهن میرسد که وقتی غرب تنها با یک حرکت، چنین زلزلهای در ارکان رژیم صهیونیستی ایجاد کرده و اشغالگران را منفعل ساخته، طبعاً سئوال اصلی این است که چرا تاکنون به توجیه و تایید جنایات اسرائیل و حمایت از شرارت صهیونیستها پرداخته است؟
نگاه به مسئله فلسطین از این زاویه بهتر ثابت میکند که صهیونیستها بدون برخورداری از حمایت بیچون و چرای غرب هرگز توان و قابلیت انجام آن همه جنایت و شرارت را نداشتهاند و هنوز هم ندارند. این بدان معنی است که غرب در طول موجودیت نامشروع صهیونیستها در فلسطین، شریک جرم آنها تلقی شده و باید به خاطر عملکرد غیرانسانی و غیرقانونی خود پاسخگو باشد. این روزها مشاوران رژیم صهیونیستی به وضوح اعلام کردهاند که یگانه راهکار عبور از این عقبه دردناک برای اسرائیل آن است که این بار اجماع دیگری برای نادیده گرفتن و حذف قطعنامه ضد صهیونیستی اخیر در شورای امنیت شکل بگیرد. اعلام این موضع نشان میدهد صهیونیستها هم اعتراف دارند که بدون حمایت دیگران قادر به خروج از این بن بست نیستند و هر کس در این مسیر حرکت کند، قطعاً به عنوان شریک جرم اشغالگران صهیونیست باید محاکمه و مجازات شود.
