اردوغان به آخر خط نزدیک میشود
این دو دولت حتی هواپیماهایی را نیز برای پشتیبانی از عملیات زمینی گسترده در سوریه در پایگاه اینجرلیک ترکیه مستقر کرد و آنها برخی دولتهای کوچک عرب از جمله قطر و امارات را نیز به جمع خود اضافه کردند. اکنون از سخنان وزیر خارجه ترکیه چنین بر میآید که جبهه ضد سوری از انجام عملیات زمینی ناامید شده و عقبنشینی کرده است. این عقب نشینی یک رسوایی دیگر برای سران دولتهای مذکور و در پیشاپیش آنها، شخص اردوغان محسوب میشود.
اردوغان و حزب وابسته به وی، اکنون در شرایط وخیمی به سر میبرند و روز به روز بر مصیبتها و مشکلات آنها افزوده میشود.
حزب عدالت و توسعه به رهبری اردوغان که تا قبل از شروع بحران سوریه، توانسته بود با عملکرد اقتصادی قابل قبول و تثبیت امنیت سیاسی، برای خود وجهه و پایگاه نسبتاً گستردهای در بین مردم ترکیه ایجاد کند اکنون به مرحلهای تنزل کرده که به زحمت روی پای خود ایستاده است. حتی در انتخابات گذشته نیز، اردوغان با توسل به حربه دشمنی با کردها توانست از شکست بگریزد. شاخصهای اقتصادی و امنیت که روزگاری ابزارهای اقتدار و افتخار حزب عدالت و توسعه تلقی میشدند اکنون به شدت ناکارآمد شدهاند.
وقوع انفجارهای مرگبار که تنها در شش ماه گذشته بیش از 230 نفر را به کام مرگ فرو برده است، نشان از آشفتگی شدید سیاسی و وضعیت متشنج امنیتی حاکم بر این کشور دارد.
رهبر حزب جمهوریخواه به عنوان دومین حزب سیاسی این کشور با حمله شدید به حزب عدالت و توسعه تاکید کرد که این حزب، ترکیه را به حمام خون تبدیل کرده است. «قلیچدار اوغلو» سیاستهای اردوغان را عامل بروز چنین وضعی خواند و تاکید کرد. حزب اردوغان با حمایت از داعش و جا دادن به عوامل آنها در داخل ترکیه، کشور را به انبار باروت تبدیل کرده است.
دمیرتاش، رهبر حزب دموکراتیک خلق نیز حزب عدالت و توسعه را شاخه سیاسی داعش دانست. دمیرتاش با تقبیح سیاستهای جریان حاکم، گفت حزب عدالت و توسعه هم در داخل ترکیه و هم در خارج ترور را هدایت میکند. وی افزود حزب حاکم بر خلاف تبلیغاتش، خود بزرگترین تولید کننده تروریسم است. انزجار از جریان حاکم، منحصر به احزاب سیاسی نیست و به اذعان محافل رسانهای ترکیه، حتی بسیاری از طرفداران و حامیان اردوغان، از وی و سیاستهایش خسته شدهاند. آنها میبینند که رفتارهای غلط آنکارا، ترکیه را به سوی پرتگاهی مخوف پیش میبرد و هیچ تضمینی برای نجات از این وضع وجود ندارد. این سیاست فتنهبرانگیز، جناح حاکم بر ترکیه و شخص اردوغان را در انزوای کامل قرار داده است. اردوغان امروزه بیش از هر زمان دیگری در داخل ترکیه و هم در خارج تنها مانده است. حتی متحد استراتژیک آن یعنی ناتو نیز هیچ رغبتی ندارد تا با حمایت از دولت ترکیه، تبعات سیاستهای اردوغان را متحمل شود.
ناتو، ترکیه را در برابر رویارویی اخیر با روسیه کاملاً تنها گذاشت و پشتش را خالی کرد. آنکارا پس از اقدام در ساقط کردن هواپیمای روسی، به شدت تحت فشار روسیه قرار گرفت که این فشارها همچنان ادامه دارد و برخی از محافل سیاسی حتی امکان بروز درگیری نظامی دو طرف را بعید نمیدانند.
دولتمردان ترکیه انتظار نداشتند که ناتو با این صراحت عهدشکنی کند، حتی اظهارات وزیر خارجه ترکیه که گفت حمله به ترکیه حمله به آمریکاست نتوانست غرب را به حمایت از این کشور تحریک کند. آمریکاییها، در جواب درخواستهای آنکارا، مستقیم و غیرمستقیم پیام دادند که نمیتوانند بیش از این از ترکیه حمایت کنند. این بیاعتنایی غرب آنچنان برای مقامات ترکیه سنگین بود که دولت ترکیه تهدید کرد ممکن است پایگاه اینجرلیک را برروی هواپیماهای آمریکایی ببندد. تمامی این مسائل بر این واقعیت تاکید دارند که ترکیه، به دلیل سیاستهای اردوغان و گروهش به شدت بیاعتبار و منزوی شده است.
حزب عدالت و توسعه تاوان گره زدن سرنوشت ترکیه با تروریسم و افراطیگری در منطقه و به خصوص در سوریه را میدهد.
سیاستمداران حزب حاکم و در راس آن، اردوغان، در نتیجه این سیاست نادرست، مدت هاست که به سراشیبی سقوط فرو غلیطدهاند.
هر روز که میگذرد، نیاز جامعه ترکیه به یک تحول در رهبری و ساختار سیاسی آشکارتر و ملموستر میشود و مردم ترکیه رغبتی برای تحمل تبعات ادامه چنین سیاستهایی را ندارند. در خارج نیز، جهان ترکیه را به عنوان یک دولت حامی تروریسم و مشکل ساز برای صلح و امنیت جهانی میشناسد و متحدین غربی این کشور نیز از دور آن کنار کشیدهاند و منتظر یک تحول اساسی در سیاستهای آن هستند.
امروزه نشانههایی که اردوغان و جریان سیاسی وابسته به وی به خط پایان قدرت و سیاست رسیدهاند، پدیدار گشته است و هر روز که میگذرد نقطه پایان حیات سیاسی اردوغان، نزدیکتر میشود.
