در گفتوگو با حجت الاسلام صادقی اردستانی
آیتالله محمدرضا آدینهوند در روز دهم دی ماه سال 1308در شهرستان کوهدشت چشم به جهان گشود. وی در خانواده علم و فضیلت و تقوا رشد و تربیت یافت. پدرش مرحوم علیخان قبادی آدینهوند از زمره حکمای متبحر عصر خود بوده است. آیتالله محمد رضا آدینهوند از همان اوان کودکی در تحصیل علم و دانش بسیار کوشا بود به طوری که با تلاش و تمرین بسیار با اتکای به ذوق هنری خویش و بهره گیری از سرمشق اساتید خط و خوشنویسی همچون مرحوم علی اصغر کاظمی و…به سرحد کسب مهارت خوشنویسی دست یافت. هوش و قریحه سر شار و قدرت قلم سحار ایشان موجب میشود که در عنفوان جوانی به شغل کتابت و دبیری در بخشداری وقت طرهان (کوهدشت) مبادرت ورزد. در سال 1325 در پی ماموریتی اداری به شهرستان خرم آباد عزیمت مینماید که در جریان این سفر با تعدادی از طلاب دینی از حوزه علمیه قم از جمله: حضرت آیتالله شیخ عباسعلی صادقی، آیتالله شیخ مهدی قاضی و…آشنا میشود. این آشنایی و علاقه وافر به تحصیل در علوم دینیه ایشان را از ادامه ماموریت باز داشته و به همراه طلاب هم قطارش وارد حوزه علمیه قم میشود. دروس مقدمات تا سطح عالیه و اصول فقه را نزد اساتید آن زمان در حوزه علمیه قم تلمذ کرد و در کمترین زمان مورد توجه حضرت آیتالله بروجردی قرار میگیرد و از سوی ایشان با بالاترین حقوق و مواجب به سمت استادی حوزه علمیه نائل میشود و به تدریس صرف و نحو عربی میپردازد. تخصص و تسلط ایشان بر ادبیات عرب و علم نحو به حدی میرسد که در نظر اهل علم، به عنوان مجتهد در این فن شناخته میگردد. ایشان بیش از 60 سال در حوزه علمیه قم مشغول تدریس علوم دینی از جمله: صرف و نحو، تجزیه و ترکیب قرآن، تفسیر قرآن، منطق و فقه و اصول، بود و در طول عمر پر برکتش و تدریس در حوزه منوره قم دانشورانی به نام از محل درس وی به مقام شامخ علمی رسیدهاند. وی علاوه بر زهد و پارسایی و کسب مقام علمی و معنوی در نهضت امام خمینی یار امام خمینی بود. وی کتاب کلمهالله العلیا را همراه با تجزیه و ترکیب کلامالله مجید در 6 جلد به چاپ رسانده است که از منابع علمی در تجزیه و ترکیب قرآن به شمار میرود.. از ایشان کتب و مقالات دیگری نیز به چاپ رسیده است که از جمله به کتاب سیمای توحید در فروع دین میتوان اشاره نمود. این روحانی و مفسر قرآن کریم در زمینه خدمات اجتماعی و مسجد سازی نیز خدمات شایانی را در منطقه خود بجا گذاشته است.
به مناسبت سالروز در گذشت این ادیب توانا، گفتگویی را با حجت الاسلام و المسلمین صادقی اردستانی، از شاگردان و ارادتمندان آن مرحوم انجام دادهایم. با تشکر از جناب آقای امیر حیات بینی که این مصاحبه را ترتیب داده است، آن را تقدیم خوانندگان میکنیم:
* بفرمایید درچه سالی و چگونه با مرحوم آدینهوند آشنا شدید؟
آشنایی بنده با حضرت آیتالله حاج شیخ محمّدرضا قبادی آدینهوند از سال1344 شروع شد که در مدرسه حقانی بودیم. ایشان را دعوت کرده بودند برای تدریس ادبیات عرب. از آن جا با ایشان آشنا شدیم وبعد هم در بیرون در درسهای ایشان شرکت میکردیم و از آن زمان تا هنگام رحلت ایشان آشنایی و در اواخر عمر ایشان، ارتباط برقرار بود.
* با توجه به آشنایی شما با ایشان، آقای آدینهوند از چه ویژگیهایی برخوردار بودند؟
اگر بخواهم در باره شخصیت این بزرگوار صحبت کنم، باید صحبتم را در2 محور عرضه کنم:
محور اوّل: محور اخلاقی، ایشان از نظر اخلاق واقعاً یک اسوه بود؛ تواضع و مناعت طبع-که خصلت بسیار مهمّی است- داشت. گاهی میبینیم یک شخصیتهایی اواخر عمر راه میافتند این راه وآن راه و دست نیاز پیش این وآن دراز میکنند، کمک میگیرند و به نوعی از عنوان شان استفاده میکنند، امّا این خصلت را حتی روزهای اواخر عمرشان در ایشان مشاهده نکردیم واین مناعت طبع، حفظ شخصیت و غنای نفس را در ایشان مشاهده میکردیم. حتّی در مجلسی که در مدرسهدار الشّفا گرفته شد و ظاهراً از تعدادی از اساتید تجلیل به عمل آمد، از جمله آن اساتید آیتالله آدینهوند بود که اعلام کردند از ایشان تشویق به عمل بیاید ولوح تقدیر بدهند. ایشان رفت و پشت تریبون قرار گرفت و یک چند جملهای هم صحبت کرد، نکته تکان دهنده این بود که وقتی لوح تقدیرش را به وی دادند، لوح را مقابل جمعیت روی دست بلند کرد و خطاب به حاضرین که اساتید حوزوی وآقایان اهل علم بودند، گفت: «آقایان بدانید که من برای این لوح تقدیر و این چیزها درس نخواندم و شما هم حواستان باشد.» یعنی ملاک، این تشویقها وتقدیرها نباشد وخدا را در نظر بگیرید و علم را برای علم و علم را برای خدا بیاموزید. اینها نکات خیلی مهمّی بود که از نظر اخلاقی در ایشان مشاهده میشد و حتّی در اواخر هم- شاید یک سال قبل از رحلت ایشان- که میآمد دفتر تبلیغات سری بزند، من ایشان را در اطاق مسئولیت دفتر تبلیغات میدیدم که همان استاد و شاگردی و همان رفاقت قبلی را یادآور میشد و میگفت بنشین یک مقداری برای من صحبت کن. از اخبار و احادیث خوشش میآمد، البتّه یک مقدار هم به برخی اشعار ملّای رومی نقد داشت که آنها را هم مطرح میکرد، ما هم با خوش رویی جواب میدادیم و یک محاوره و یک نوع مناظره متینی انجام میشد که مفید بود. منظور این که فردی که در سطح بالای استادی بود، حاضر میشد با من که در آن حد نبودم صحبت بکند و تواضع نشان بدهد، بخواهد چیزی را متوجّه بشود و بخواهد چیزی را به من توجّه بدهد. آن چه من میدیدم، این از خصلتهای اخلاقی ایشان بود.
محور دوّم: محور علمی، محور علمی ایشان را من به دو قسمت تقسیم میکنم: یکی تدریس و یکی تالیف.
تدریس: از همان سال44 که ما درس ایشان در ادبیات عرب میرفتیم و بعد از آن، در مدارس حوزه علمیه قم درس ایشان ادامه داشت. ایشان فردی منحصر به فرد، نخبه، زبده، دقیق و سر شناس بود و باید عرض کنم که طی این سالها صدها نفر از محصّلین حوزوی و اساتید، از خرمن علم و دانش ایشان که در ادبیات عرب کم نظیر بود یا بگوییم بینظیر بود، استفاده کردند و از این جهت آقای آدینهوند حق استادی زیادی برگردن بسیاری از طلّاب، فضلا، و مدرّسین حوزه علمیه قم دارد و فقدان ایشان موجب تاثّر و تاسّف است وای کاش تا افراد زنده هستند و قابل افاضهاند، از وجودشان بیش از این استفاده شود. این قسمت محور علمی ایشان، منحصر به فرد است و حتّی چند سال پیش شنیدم که برای نوشته روی قبر مرحوم آیتالله العظمی گلپایگانی هم از وجود ایشان استفاده کردند که چه عباراتی روی قبر این مرجع تقلید به کار ببرند که مفید وموثّر باشد.
تالیف: و امّا کار استثنایی ایشان که باید آن را اثر جاویدان و ماندگار ایشان نام بگذاریم، کتاب «کلمهالله العلیا» است که تا جایی که من اطّلاع دارم، این حدّاقل در تاریخ تشیع بیسابقه است که یک عالم دینی قرآن کریم را از ب«بسم الله» تا آخر قرآن ترجمه، تجزیه و ترکیب کرده باشد، آن هم با آن ابتکار، خلّاقیت و ابتکاری که خودش داشت. باید بگوییم که ایشان در ادبیات عرب مجتهد بود. این کتاب در 6جلد وحدود6 هزار صفحه چاپ شده است که جلدششم آن 912 صفحه است و در سال1377 هجری شمسی به وسیله انتشارات اسوه چاپ و منتشر شده است. واقعاً این وظیفه وزارت ارشاد، حوزههای علمیه، کتاب خانهها و نهادهای ذی ربط است که چنین اثر منحصر به فردی را به عنوان یک سرمایه علمی تهیه بکنند و روی آن مانور بدهند که یک عالم دینی نحوی چنین کاری را انجام داده است و روی این تبلیغ بشود که توزیع بشود، در اختیار افراد قرار بگیرد و افراد مطالعه کنند، چون این یک مقوله است که ارزش علمی دارد و شاید بگوییم از نظر اجتماعی هم خیلی برای افراد کاربردی نیست که زود معلومات را بیاموزند حقوقی دریافت بکنند. لذا باید روی این مانور بدهند و استفاده بکنند تا از زحمات 60ساله ایشان از نظر تجزیه و ترکیب آن هم روی قرآن کریم استفاده بیشتری بشود.
* فرمودید ایشان از مدرّسین مسلّط در ادبیات عرب بودند؛ بفرمایید در تدریس کدام کتاب شهره بودند؟
آن زمانی که ما به درس ایشان میرفتیم، بیشتر باب اوّل و رابع کتاب «مغنی اللّبیب» را میگفتند؛ متن آن بود ولی بیشتر توضیحات و خارج خودشان و نقدهای شان بود که بر آن ادبیات وارد میکردند. این که میگویم مجتهد بود، یعنی اظهارنظر میکرد و نقد خودشان را بیان میکرد.
* معمولاً در حوزهها، «فقه» و «اصول» اصلیترین دروس هستند، بفرمایید نقش ادبیات، در اجتهاد در فقه و اصول و سایر علوم چیست؟
اگر فقیه و اصولی پایههای ادبیاش قوی نباشد، نمیتواند در قرآن کریم و همینطور فقه و اصول-که مبانی اصول قواعد علمی است و مبانی فقه هم کتاب وسنّت است- تسلّط لازم را داشته باشد و بتواند استفاده کامل ببرد؛ منتها حالا در حوزهها این جور رسم شده است که به فقه واصول اهمّیت زیادی داده میشود؛ امّا الان در حوزههای اهل سنّت در ادبیات کتاب «الکتاب» سیبویه را تدریس میکنند و اهمّیت زیادی میدهند تابتوانند به قرآن اشراف داشته باشند و ما که ادبیات را سست گرفته ایم، اشراف مان به قرآن کمتر شده است و یکی از اتّهاماتی که متوجّه شیعه میشود همین است که در قرآن ضعیف هستند، قرآن را نمیفهمند و تفسیر علمی شان کم است. از جهت آشنایی با مبانی ادبی قرآن، حتماً خواندن ادبیات عرب، تجزیه، ترکیب و قواعدی که در ادبیات به معنای عام مطرح شده است، لازم است و جنبه کاربردی برای طلبهها دارد؛ منتها همه کس دنبال این قضیه نیست. این یک کار ذوقی است که حالا شاید مرحوم آیتالله آدینهوند به خاطر شرایط قومیشان این استعداد و شوق را داشته است یا مورد تشویق دیگران قرار میگرفته است. در هرصورت ایشان در زمینه ادبیات عرب فرد موفّقی بوده است و باز هم عرض میکنم که مجتهد بود. وجود ایشان برای حوزه علمیه قم بسیار نافع بود و الان جای ایشان بسیار خالی است.
* ایشان در ادبیات فارسی هم کار کرده بودند؟
در ادبیات فارسی نه، یک جزوهای درباره «توحید» داشتند که میشد بگوییم در این جزوه نسبتاً کار ادبی کرده بود، از شعر هم استفاده کرده بود، ولی نه آن ادبیاتی که عام است و ما بتوانیم به عنوان علمی، ازآن ادبیات یاد کنیم، وارد نشدند؛ ولی اطّلاعات خوبی داشت و به مناسبت کارش شعر زیادی میدانست. وقتی ما بخواهیم ادبیات عرب را بفهمیم و برای این که بتوانیم بعضی مفاهیم و مصادیق را به مخاطب فارسی زبان منتقل کنیم ناچاریم از اشعار فارسی استفاده کنیم، که ایشان استفاده میکرد.
* از شخصیتهای برجسته حوزه چه کسانی شاگرد یا دوست ایشان بودند؟
چون ایشان این اواخر مریض شده بود، ارتباط ایشان را با خیلی از افراد سراغ نداشتم. من خودم هفتهای یک بار وقتی ایشان میآمدند دفتر تبلیغات حوزه، خدمت شان میرسیدم ونه در خانه. افرادی در این زمینه سراغ ندارم، چون ما اوایل انقلاب 5-4سال به خاطر مسئولیتهایی که در جاهای مختلف در وزارت ارشاد، در وزارت علوم، در امور قضا داشتیم، کم حوزه بودیم و در سال68 که در حوزه مستقر شدم دیگر مشغله درس، بحث و نوشتن ما هم زیاد شد و خیلی کم فرصت گعده و این راه وآن راه رفتن داشتیم. ایشان هم در مجالس و محافل کم شرکت میکردند؛ الان یکی از جاهایی که افراد هم دیگر را میبینند، این مجالس ختم، ترحیم وفاتحه است که ایشان این چند سال به خاطر نقاهت کم شرکت میکردند.
* فرمودید ایشان در اواخر عمر منزوی شده بود و کمتر از ایشان تجلیل شد، حالا پیشنهاد شما چیست که از علمایی که در قید حیات هستند بیشتر استفاده بشود؟
این همایشها چیز بدی نیست؛ الان در دانشمندان دانشگاهی یا در حوزههای هنری میبینیم که بعضی نشریات سراغ این افراد میروند یا در زمان حیات برای شان نکوداشت میگیرند، آثارشان را احیا میکنند و تجلیل میکنند؛ منتها بعضیها دیگر بالاخره سالهای آخر عمرشان است و بعضی هم از دنیا رفتهاند. پیشنهاد من این است که قبل از این که فرصت از دست برود، اقدام کنند به قول ملّای رومی:
بیا تاقدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه زهمدیگر نمانیم
عزیزان جان فدای دوست کردند
ددی بگذار ما هم مردمانیم
چو برخاکم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده اکنون همانیم
تا افراد زنده هستند، نشریات و روزنامهها به سراغ آنها بروند؛ وزارت ارشاد، مراکز حوزوی، مراکز دانشگاهی و شهرداریها میتوانند متولّی این کار باشند. این مراکزی که در حوزههای علم و دانش کار میکنند و متولّی هستند، باید اقدام کنند تا افراد قبل از این که از دست بروند، شناخته بشوند، حالا بانشریه، فیلم، زندگینامه یا کلیپ میتواند باشد. در هر صورت بعضی کارها انجام میشود، منتها متاسّفانه نسبت به همه افراد انجام نمیشود.
* به عنوان حسن ختام اگر مطلبی باقی مانده بیان فرمایید.
امیر مومنان(ع) میفرماید: «العلماء باقون ما بقی الدّهر اجسادهم مفقوده و امثالهم فی القلوب موجوده، دانشمندان باقیاند تا روزگار باقی است؛ بدن هایشان از بین رفته است ولی یادشان در دلها وجود دارد»، روایات در این زمینه زیاد است؛ اگر من بخواهم بخوانم تکرار مکرّرات میشود.
متشکریم.
در پی در گذشت آیتالله آدینهوند، مقام معظم رهبری، آیتالله هاشمی رفسنجانی و ریاست محترم جمهوری با صدور پیامی از مقام علمی و اخلاقی ایشان تجلیل کردند که به قرار زیر است:
بسمالله الرحمن الرحیم
در گذشت عالم پارسا و خدمتگزار مرحوم حجهالاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمّدرضا آدینهوند رحمهالله علیه را به همه ارادتمندان و مستفیدان از افادات آن مدرس متبحّر در ادبیات و به ویژه به خاندان مکرم و بازماندگان محترم ایشان تسلیت میگویم. این عالم خدوم تا دوران کهنسالی همچنان در عرصه خدمات دینی و اجتماعی، فعال و پر تلاش بود. رحمت و رضوان الهی بر روح مهذب آن روحانی بزرگوار باد.
سید علی خامنهای، 31 شهریور 1393
***
«انالله و اناالیه راجعون»
درگذشت عالم بزرگوار آیتالله حاج شیخ محمدرضا قبادی آدینهوند را تسلیت میگویم. آن مرحوم علاوه بر تعلیم طلاب علوم دینی، حوزههای علمیه، در خوشنویسی نیز از استادان زمان بود.
از درگاه احدیت برای آن فقید سعید رحمت واسعه و برای بازماندگان بویژه مردم شهیدپرور لرستان، علمای اعلام حوزههای علمیه، شاگردان، علاقهمندان و بیت شریف آن مرحوم علو درجات مسالت مینمایم.
اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام.
***
بسمالله الرحمن الرحیم
انّا لله و انّا الیه راجعون
درگذشت ادیب ارجمند و فقیه مهذب حضرت آیتالله حاج شیخ محمد رضا قبادی آدینهوند موجب تالم و تاسف فراوان گردید. اینجانب که توفیق تلمذ و بهره مندی از محضر پر فیض آن عالم ربانی را در سالهای طلبگی خود داشته ام، ایشان را بیتردید مصداق کریمه «انما یخشیالله من عباده العلماء» یافته و خشیت و خضوع و بندگی خالصانه را از ویژگیهای ممتاز آن مرحوم میدانم.
حضرت استاد آدینهوند بیش از پنج دهه به تعلیم طالبان علوم دینی و پرورش اساتید بزرگوار حوزههای علمیه مبادرت ورزیدند و تالیفات گرانبهایی را تقدیم مشتاقان معارف الهیه و سالکان طریق علم و معرفت نمودند.
اینجانب ضایعه فقدان این عالم جلیل القدر را به رهبر معظم انقلاب، علمای اعلام، حوزههای علمیه بالاخص بیت شریف آن مرحوم، شاگردان، علاقه مندان و منسوبان محترم ایشان تسلیت گفته و برای روح آن فقید سعید، آمرزش الهی و علو درجات مسئلت مینمایم.
حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران
* تخصص و تسلط آیتالله آدینهوند بر ادبیات عرب و علم نحو به حدی میرسد که در نظر اهل علم، به عنوان مجتهد در این فن شناخته میگردد
* ایشان از نظر اخلاق واقعاً یک اسوه بود، تواضع و مناعت طبع-که خصلت بسیار مهمّی است- داشت
* ایشان فردی منحصر به فرد، نخبه، زبده، دقیق و سر شناس بود و طی این سالها صدها نفر از محصّلین حوزوی و اساتید، از خرمن علم و دانش ایشان که در ادبیات عرب کم نظیر یا بینظیر بود، استفاده کردند
* کار استثنایی ایشان که باید آن را اثر جاویدان و ماندگار ایشان نام بگذاریم، کتاب «کلمهالله العلیاء» است که تا جایی که من اطّلاع دارم، این حدّاقل در تاریخ تشیع بیسابقه است
