کشورهای غربی سهم خود را به آوارگان خاورمیانهای بپردازند
به گزارش ایرنا پدیده مهاجرت از کشورهای درحال توسعه خاورمیانه و آفریقا به کشورهای اروپاپی پدیده به هیچ وجه جدیدی نیست و دست کم به شکل مورد بحث کنونی آن، دست کم سابقه دو دههای دارد. بطورکلی عرصههای اندیشه و سیاست غربی نه تنها دچار دوگانگی است بلکه به وضعیت تقابل و تضاد و تعارض شگفت انگیز مبتلاست. اندیشه غربی برای اهالی فکر و علوم انسانی، جهان جذاب، راهگشا و صاحب طرفدارانی در سراسر جهان است. بسیاری معتقدند غرب پیشروی ارائه الگوهای قابل اعتنایی از دولت مدرن و نیز اندیشههای سیاست و حکومتداری و روابط مردم و قدرت و نظایر آنهاست و در این مسیر هنوز پیشگام و مولد است.
اما همین غرب در صحنه عملی سیاست، عملکردی غیرقابل دفاع دارد و بشدت در عرصه روابط با کشورهای درحال توسعه دارای سیمایی منفور و در تعارض با اندیشههای سیاسی خود است. در صحنه عمل که نظر میافکنیم به حیرت میافتیم که برخی از این کشورهای غربی چگونه از روزگار و تاریخ عبرت نمیگیرند. بسیاری از وقایع و رویدادهای بزرگ و جنگهای تاثیر گذار جهانی و منطقهای را کشورهای غربی سبب بوده و یا در آن نقش مهمی ایفا کردهاند.
اما طنز ماجرا در آنست که خود آنها که مسبب چنین بلایا و مصیبتهای انسانی هستند از وقایعی که خود آفریدهاند پند نمیگیرند و بعد از چند صباحی مجددا بعلت بیتدبیری یا زیاده خواهیها، راه رفته را تکرار میکنند و تصمیماتی خونین اتحاذ میکنند که از پیامدهای هزینهدار آن هم بینصیب نمیشوند.
موج کنونی مهاجرت از کشورهای جنگ زده خاورمیانه بخصوص سوریه به غرب (اروپا) مسبب اصلی و اول ندارد الا همین دولتمردان و سیاستمداران اروپایی که موضع طرفداری از سرنگونی حکومت اسد با استفاده از سلاح، ایجاد جنگ داخلی در این کشور و پاگیری و ترویج تروریسم خشن و بدیع دین نما اتخاذ کردند.
حاصل اتخاذ چنین مواضعی طی چهار سال اخیر خصوصا از سوی فرانسه، انگلیس و آمریکا چیزی نیست مگر موج فرار مردم از ناامنی و جنگ، و وقوع پدیده آوارگی است که اینک مورد توجه رسانهها و مقامات غربی قرار گرفته است. بنابراین کشورهای غربی هیچ منتی بر مردمان کشورهای جنگزده ندارند. زیرا آنها مستوجب نتایج رویدادهایی هستند که خود سبب شدهاند.
کشورهای اروپایی بخصوص کشورهای مورد اشاره اگر مهاجران خاورمیانهای را بپذیرند سهم خود را از بحران آفرینی در این منطقه بخصوص سوریه میپردازند.آن زمان که آنها نظام و اقتدار دولت سوریه را با نه تنها مواضع خود بلکه با حمایت از مخالفان از همان ابتدا مسلح، زیر سووال برده و سست کردند، بایستی در اندیشه چنین روزی میبودند. آنها در خلق این بحران نقش داشته و برای حل انسانی و مدیریت آن هم باید به همان میزان نقش آفرینی، مشارکت و هزینه کنند.
اما آنها بیش از آنکه به این ایفای نقش مبادرت ورزند و سهم خود را بپردازند، به یک بازی پیچیده دست زدهاند.از یک سو تبلیغ میکنند و لفاظی رسانهای به راه انداختهاند و در منظر عمومی از لزوم توجه به آوارگان سخن میگویند و از سوی دیگر عملا خود را از صحنه عمل کمک به آوارگان کنار میکشند و یا وارد مسیرهای فرسایشی مثل سهمیه بندی برای پذیرش آوارگان شدهاند.
گو اینکه ضمیر مرجع خود را یافته و آوارگان به سویی میروند که آن سو سبب این رفتن بوده است بنابراین اروپا و غرب اینک نتیجه رفتار خود را میبیند.
