اژدهای کومودو در حال بلعیدن جامعه ایرانی
یاس و انفعال و ضعف و تلخی تمام وجودش را گرفته. اژدهای کومودو در همان رویارویی اول «زهر»ی را در وجود او تزریق کرده که نه تنها مانع بسته شدن زخمهایش شده که قوت و انگیزهء مبارزه برای زندگی را نیز از او ربوده است. او تنها خیره به هیولا مینگرد و جز تسلیم شدن در برابر شکست و مرگ چارهای ندارد.
